هرگز کسى این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم
در باب شعر و هنر
لیوان چایی روی میز در انتظار یک بوسه است نه تو می آیی و نه او گرم می ماند چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است؟ کیوان مهرگان محکوم من متهمم من متهم همیشگی، محکومم محکوم شکنجۀ ابد محکوم پذیرش عذابی دائم من بی آنکه کسی درد دل تنهای مرا گوش دهد بی آنکه مرا دریابد بی محاکمه محکومم محکوم به زندگی بی عشق منم محکوم به مظلومیت بی پایان محکوم به سرنوشت محتوم منم من عاقبت یک تصمیم من حاصل یک حادثه ام تصمیم غلط حادثه بود من حاصل آن تصمیمم! سروده: امیر
نوشته شده در ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت
۳:٢٤ ب.ظ توسط علیرضا مطلبی.. نظرات () |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

