در باب شعر و هنر
چقدر روح محتاج فرصت هایی است که در آن هیچکس نباشد. اجازه ندهید که محرومیتهای شما،مانع استفاده از نعمتهایتان شوند. چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمیتواند سرش کلاه بگذارد!و چه تلخ است میوه درخت بینایی. خدایا...مسئولیت های شیعه بودن را که علی وار زیستن و علی وار مردن و علی وار پرستیدن و علی وار جهاد کردن و علی وار سخن گفتن و علی وار سکوت کردن را -تا آنجا که در توان بنده ناتوان علی است،همواره فرا یادم آر. من اگر خودم بودم و خودم ،فلسفه میخواندم و هنر،تنها این دو است که دنیا برای من دارد.خوراکم فلسفه و شرابم هنر و دیگر بس. زمانه ایست که شیطان فریاد میزند ؛ آدم نشانم دهید ، میخواهم سجده کنم. کسی که خواب باشد را اگر صدا کنیم بیدار می شود اما هستند کسانی که خود را به خواب زده اند و با هیچ صدایی بیدار نمی شوند. چه سخت است توانستن در ندانستن... در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری است ولی در نماز پایان است شاید این بدان معنا است که پایان نماز آغاز یک دیدار است
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
![]()
![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

