هرگز کسى این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم

در باب شعر و هنر

 

 حالا می‌فهمم
مثل باران
که همه ما از آسمان آمده‌ایم
و دوباره بخار خواهیم شد.


>>>>>>>>><<<<<<<<

برای گفتن

دهانم را می بندم

چشم بسته راه می روم

تا شاید حرفی

گفته باشم

تا شاید چیزی

دیده باشم
>>>>>>>>><<<<<<<<<

سهم من از جهان
کاغذ سفید بود
و من بیهوده به دور خود
و به دور جهان گشتم


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ٢۳ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط علیرضا مطلبی.. نظرات () |

 

 

 

 حالا می‌فهمم
مثل باران
که همه ما از آسمان آمده‌ایم
و دوباره بخار خواهیم شد.


>>>>>>>>><<<<<<<<

برای گفتن

دهانم را می بندم

چشم بسته راه می روم

تا شاید حرفی

گفته باشم

تا شاید چیزی

دیده باشم
>>>>>>>>><<<<<<<<<

سهم من از جهان
کاغذ سفید بود
و من بیهوده به دور خود
و به دور جهان گشتم


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ٢۳ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط علیرضا مطلبی.. نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت